• جستجوی پیشرفته
  • خبرنامه هیأت

آقا هر وقت مجلسی می رفت،بی سر و صدا و تا کسی بلند نشده،سریع می رفت یک گوشه ای می نشست.در مجلس بر خلاف دیگران این جوری بود که خصیصه اش این بود.

ایشان هرگز به گفتن تفسیر نمی پرداخت ولی تدبر در قرآن را در سحرها و بین الطلوعین داشت؛در ماه رمضان در میان روز هم تدبر در قرآن داشتند.

ایشان در شب های قدر ادعیه وارده در آن شب ها را مراعات می کرد و شب های قدر را که بیدار می ماند قرآن سر می گرفت.

 

البته ایشان قرآن سر گرفتن را مخصوص شب قدر نمی دانست و معتقد بود که خیلی از عبادت ها وجود دارد که ما به جهت این که نوشته است در فلان زمان آن را باید بجا آورد،ما خود را از آن محروم می کنیم، لذا در وقت شدت و گرفتاری ها قرآن به سر گرفتن را توصیه می کرد و در ایام دیگر همانند شب های جمعه خود نیز مشغول این امر می شد.

علاوه بر این،ایشان شب ها قبل از خواب حدیث کساء را حتما قرائت می کردند و همچنین با وضو به بستر خواب می رفتند و بعدها که به جهت مشکلات نمی توانستند وضو بگیرند با تیمم می خوابیدند و بعضی شب هایی را که می خواستند احیاء بگیرند یک مقداری استراحت می کرند و سپس بلند می شدند و می فرمودند که حضرت زهرا(س)،حسنین(ع) را شب زودتر می خواباندند تا قبل از نیمه شب برای احیاء بلند شوند.

آیت الله بهجت در تمام ایام وفیات کارش این بود که زیارتی را از آن حضرت بجا بیاورد،ایشان علاوه بر این، زیارت می کرد،منتهی در زیارتش احوالات مخصوصی داشت که گاهی با حزن و اندوه همراه بود

و شب هایی که وفات بود هنگامی که برای شام می آمد برای بچه ها داستان های تاریخی که در این زمینه داشت(همانند شیوه شهادتی که در روایات آمده بود)را نقل می کردند و در چشمانش اشک جمع می شد و از دشمنان اهل بیت(ع)تبری می جستند،در حالی که در شب های معمولی ممکن بود با برخی از بچه ها شوخی کند.

ایشان در تشخیص عید فطر دقت عجیبی داشتند و حاضر نبودند زود حکم کند و معمولا حکم هم نمی کرد و مقدماتی را توصیه می کرد که اگر می توانید نماز هزار توحید را بخوانید و اگر نمی توانید به جای هزار تا، بخوانید و در روایاتی که می خواند به بچه ها اعمالی را توصیه می کرد و هیچ گاه توانایی خود را به دیگران تحمیل نمی کرد و ناتوانی در عبادت برایش ناچیز بود.
به نقل از حجت الاسلام و المسلمین علی بهجت فرزند حضرت آیت الله بهجت رحمت الله علیه