• جستجوی پیشرفته
  • خبرنامه هیأت

ما بیش از پنجاه سال پیش قم بودیم.پنجشنبه و جمعهها که تعطیل بودم، یکی در میان برای دیدار پدر و مادرم به تهران میآمدم. معمولاً هم گاراژهایی بودند که مسافربری میکردند.بلیط گرفته بودم که به تهران بیایم. نشسته بودم و منتظر اینکه سوار شوم.ناگهان امام را دیدم که تنها وارد شدند. آنوقتها به ایشان حاج آقا میگفتیم. گفتند: شما هم تهران میروید. گفتم: بله حاج آقا!گفتند: پس با هم برویم. سوار شدیم. آن موقع سه یا چهار ساعت طول میکشید.وقتی جمله ایشان را میخواندم یاد همین قضیه افتادم که:ارزش انسان به خانه نیست... به اتومبیل هم نیست.

 

نمیخواهم بگویم ایشان ماشین نخریدند بلکه میخواهم بگویم،آیا ایشان آن موقع نمیتوانست یک عدد از این ماشینهای کرایهای را بگیرد

و به تهران بیاید؟ ایشان میتوانست امّا نکرد.به چه دلیل؟ برای اینکه میخواست با روشو منش خود، من و امثال من را تربیت کند. حواستان جمع باشد! ارزش به آن ماشینها نیست.میفرمود:به هر مقدار که از نظر مادیّت نزدیک شوی و آن را بخواهی بهتر کنی از آن طرف کاسته میشود.

از صحبتهای مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی رحمت الله علیه