بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم اِلـهی عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی، وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ، وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ، یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ
خانه مطالب و مقالات رابطه عاقبت به‌خيري و استقبال از رهبرانقلاب
  • جستجوی پیشرفته
  • خبرنامه هیأت

حجت الاسلام عليرضا پناهيان76uhajq1divg29hku8gw.jpg

يا صاحب‌الزّمان! ما از نايب تو، اين عالم ديني وارسته، اين امام عادلي كه در روايت، خدا تضمين كرده محبّتش را در دل‌ها بياندازد، استقبال مي‌كنيم، تا نشان دهيم كه آماده استقبال از تو نيز هستيم.

 

پذيرش ولايت، شرط قبولي توحيد
حديث سلسلةالذّهب، حديث بسيار مشهوري از امام رضا(ع) است كه جمله‌اي كوتاه و جاودانه و در عين حال بسيار قاطع و روشن در باب ولايت ائمه هدي‌‌عليهم‌السلام است. حتماً داستان حديث سلسلةالذّهب را شنيده‌ايد و لابد مي‌دانيد كه نيشابور در آن زمان، محل تجمّع شيعيان نبوده است. اهل نيشابور به امام رضا(ع) احترام مي‌گذاشتند، ولي ايران آن زمان مثل ايران كنوني نبود كه همه ولايت‌مدار و مؤمن به ولايت اهل‌بيت عصمت و طهارت باشند.
آنها از باب احترامي كه براي اهل‌بيت قائل بودند و به دليل شهرت علمي‌اي كه امام رضا‌(ع) داشتند، و در بين همه مسلمانان به عالمِ آل‌محمّد(ص) مشهور بودند، و همچنين به دليل آوازه‌اي كه از تقوا و زهد و معنويت و نورانيت امام رضا‌(ع) شنيده بودند به استقبال حضرت آمدند.

بيش از 20 هزار نفر از افراد باسواد، قلم به دست، جمع شدند. جمعيت بسيار كيفي‌اي بود. از حضرت تقاضا كردند كه كلامي بشنوند. طبيعتاً انتظار داشتند سخني از ايشان بشنوند كه تاكنون نشنيده‌اند. عبارت‌شان اين است: "يابن‌َ رسولِ‌الله تَرحَلُ عَنَّا وَلا تُحدِّثُنا بِحَديثٍ فَنَستفيدُهُ مِنك؟ " يعني: "اى پسر رسول خدا، آيا از ميان ما كوچ مى كنى و حديثى كه از آن سود ببريم برايمان بيان نمى كنى؟ "

حضرت سرشان را از محمل بيرون آوردند و فرمودند: شنيدم از پدرم كه فرمود من شنيدم از پدرم .... از اميرالمومنين(ع) كه فرمود: شنيدم از رسول خدا(ص) كه فرمود: شنيدم از جبرئيل كه گفت: "سَمِعتُ الله جَلَّ جَلالُه يقول(شنيدم از خداوند متعال كه فرمود: ) كَلِمَةُ لاإله‌الّاالله حِصني، فَمَن دَخَل حِصني اَمِنَ مِن عَذابي "؛ كلمه لااله‌الّاالله قلعه و دژ محكم من است، هركسي وارد اين قلعه شد، از عذاب من در امان خواهد بود.
اينها انتظار داشتند مطلب ويژه و جديدي بشنوند، اما آنچه شنيدند يك سخن خيلي كلّي بود. رسول خدا همان روز اول فرموده بودند: "قولوا لااله‌الّاالله تُفلِحوا ". اين جمله گرچه شعاري محوري بود، اما براي همه روشن بود. لذا آنها كه اين كلام را از حضرت شنيدند مقداري تعجّب كردند.
حضرت پس از بيان حديث، پرده را انداختند و دستور حركت دادند. بعد از حركت حضرت رضا ـ عليه‌آلاف‌التَّحية‌والثّناء ـ جمله بعدي را فرمودند كه ديگر جزء آن حديث قدسي نيست، بلكه اضافي كلام خودشان است.
فرمودند: "بِشروطِها وَ أنا مِن شُروطِها ".(1) داخل شدن در دژ محكم كلمه لااله‌الّاالله شروطي دارد، و من يكي از آن شروط كلمه لااله‌الّاالله هستم. اينجا حضرت خيلي مختصر، با اشاره و كوتاه بحث ولايت را مطرح كردند.
لااله‌الّااللهِ به شروطي پذيرفته مي‌شود، يكي از شرط‌هايش منِ امام رضا هستم. به شرط منِ امام رضا لااله‌الّااللهِ تو را مي‌پذيرند. آن زمان معناي اين سخن را همه فهميدند. چرا كه اگر نمي‌فهميدند، امام رضا‌(ع) براساس "اُمِرْنا أنْ نُكَلِّمَ النّاسَ علي قَدْرِ عُقولِهِم "(2) بايد به گونه ديگري سخن مي‌گفتند يا توضيح بيشتري مي‌دادند. حالا كه مختصر فرمودند، يعني همه منظور حضرت را دريافتند.

توقف در مراحل دينداري، مانع عاقبت به‌خيري
------------------------------------------------------
اساساً دين اسلام دينِ چند مرحله‌اي است. مثلاً ساده‌ترين مراحل دين اسلام، هماني است كه خدا در آيات كريمي قرآن مي‌فرمايد كه نگوييد "آمَنّا " ايمان آورديم، بگوييد ما مسلمان شديم.(3) همين بس است. يعني يك مرحله داريم به نام مرحله اسلام. بعد يك مرحله داريم به نام مرحله ايمان.
خدا در قرآن مي‌فرمايد: شما مسلمان شديد، اين مقدار قبول، اما هنوز ايمان در قلب‌تان وارد نشده. يا در جاي ديگري به مراحل ايمان اشاره مي‌فرمايد: "يا أيها الذّينَ آمَنوا آمِنوا "(نساء/136).
واژي "آمِنوا " 257 بار در قرآن استفاده شده، در حالي كه دستور به "آمِنوا " سيزده بار بيشتر نيست. اكثر مواردي كه مي‌فرمايد "آمِنوا " اتفاقاً خطاب به مؤمنين است. بعضي‌هايش به مسلمان‌هاست، بعضي‌هايش به اهل‌ كتاب. خداوند متعال با اين دستور نشان مي‌دهد ايمان چند مرحله دارد. ائمه معصومين(ع) نيز در برخي از روايات به مراحل مختلف دينداري اشاره فرموده‌اند.

حديث عجيبي از امام رضا(ع)
---------------------------------
امام رضا(ع) در كلامي شريف و البته طولاني از امام سجاد‌(ع) نقل مي‌فرمايند: اگر ديديد كسي اهل نماز و روزه است، گناه نمي‌كند و كارهاي خوب هم انجام مي‌دهد، عجله نكن، گولش را نخور، ممكن است عُرضه گناه كردن نداشته باشد.
بعد مي‌فرمايد: اگر كسي عرضه گناه كردن داشت، اما گناه نمي‌كرد، آرام باش، فريب نخور، ممكن است گناهي را ترك مي‌كند، اما مرتكب گناه ديگري مي‌شود. زيرا شهوات مردم مختلف است؛ يكي شهوت مال دارد، اما شهوت جنسي ندارد، يكي شهوت جنسي دارد، اما حرام نمي‌خورد.
سپس مي‌فرمايد: اگر كسي هيچ گناهي نكرد، عجله نكن، گولش را نخور، ممكن است عقل درست و حسابي نداشته باشد. بعد مي‌فرمايد: اگر كسي عقل درست و حسابي هم داشت، فريب نخور، ببين آيا هواي نفسش مسلط بر عقلش است، يا عقلش مسلط بر هواي نفس است؟
حضرت در انتهاي بحث مثال مي‌زند و مي‌فرمايد: مانند كسي كه حبّ‌مقام دارد، يك دفعه‌اي با يك هوس و هواي حبّ‌مقام، كلّ مراتب ايماني قبلش را نابود مي‌كند. حديث عجيبي است. امامعليه‌السّلام در ادامه مي‌فرمايد وقتي به چنين آدمي مي‌گويي: "إتَّقِ الله "؛ از خدا بترس، ناراحت مي‌شود. "اَخَذَتهُ العِزَّة "؛ به غرورش برمي‌خورد، مي‌گويد "به من مي‌گويي با تقوا باشم؟ تا حالا كسي از من گناه نديده. " بعد امام(ع) مي‌فرمايد: اينها ديگر آدم هم نمي‌شوند و دچار لعن خداوند مي‌شوند.(4)

حديث عجيبي از امام صادق(ع)
------------------------------------
دين چند مرحله‌اي است. هر كسي گفت: "من الحمدلله آدم خوبي شدم "، بي‌رودربايستي‌اش اين است كه: "جوجه را آخر پاييز مي‌شمارند. " زيرا بحث "عاقبت‌به‌خيري " بحث ويژه‌اي است. اصلاً انسان دين را در چند مرحله بايد بپذيرد. هركسي دين را پذيرفت، بايد بگويد: "الحمدلله اين از مرحله اول! " ولي خيال نكند تا آخر راه را رفته.
ابليس هم به صورت مرحله‌اي با انسان مي‌جنگد. مي‌بيند نمي‌تواند شما را وادار به بي‌نمازي كند، مي‌گويد: "خب، فعلاً نمازت را بخوان تا بعد ببينم چه‌كار مي‌كنم.: " نماز را مي‌خواني، يك بلاي ديگر سر آدم مي‌آورد. مي‌بيند آن بلا را هم نمي‌تواند، همين‌جوري پله پله و مرحله مرحله عقب‌نشيني مي‌كند.
ابليس هميشه بيشترين همت و تلاش خودش را براي آخرين مرحله‌ها مي‌گذارد. اگر بتواند كاري كند كه شما عمري دين‌داري كني، اما در انتها زير پاي شما را خالي كند، اين خيلي براي او شيرين‌تر است. آدم در مراحل آخر مسابقه بازنده شود، سوزش بيشتر است.
حديث عجيبي در كتاب معتبر تحف‌العقول از امام صادق‌(ع) خطاب به ابن نُعمان آمده است كه مي‌فرمايد: شيطان هميشه يك كسي را بين ما مي‌فرستد، بعد بزرگش مي‌كند، شهرت كه پيدا كرد و جا كه افتاد، ناگهان ما را تكذيب مي‌كند و مردم را بي‌دين مي‌كند.(5)
قسمت آخر كلام حضرت جالب است. حضرت در ادامه مي‌فرمايند: هرگاه يك نفر از اينها مي‌ميرد، شيطان يك نفر ديگر را براي اين كار مأمور مي‌كند. انگار اين سيستم جاسوسي و اخلال‌گري از قديم بوده و تنها محدود به سازمان‌هاي امنيتي و جاسوسي استكباري ندارد.
دين اسلام چند مرحله‌اي است. بايد ببينيم انسان در كدام مرحله متوقف مي‌شود، خدايا! همه ما را، نسل و دودمان ما را، همه شيعيان را، همه علما را، همه انقلابيون را، عاقبت‌به‌خير بگردان. هر يك نفري كه عاقبت‌به‌خير نمي‌شود ضربه مي‌زند، مخصوصاً آدم‌هاي خوب اگر عاقبت‌به‌خير نشوند ضربه شان بيشتر است، تركش‌هايشان بيشتر است.

مراحل و نمونه‌هاي توقف در دينداري، در تاريخ صدراسلام
--------------------------------------------------------------------
مرحله اول: پذيرش رسول خدا:
دين چند مرحله‌اي پذيرفته مي‌شود. وقتي خدا را پذيرفتي، حالا بايد پيغمبر ص را بپذيري. برخي در پذيرش پيغمبر ص گير مي‌كنند و نمي‌توانند بپذيرند. "وَ إذا قِيلَ لَهُم تَعالَوا إلي ما اَنزَلَ‌الله وَ إلي الرَّسول، رَأيتَ المُنافِقينَ يصُدُّونَ عَنكَ صُدوداً "(نساء/61) آدم‌ها دائم يك مرحله را مي‌پذيرند، اما در مرحله بعدي متوقف مي‌شوند.
خداوند در اين آيه كريمه مي‌فرمايد: وقتي به آنها گفته مي‌شود: بياييد به سوي آ‌ن‌چه كه خدا نازل كرده، تا اينجا را قبول مي‌كند. اما وقتي گفته مي‌شود: "وَ إلي الرَّسول " يعني بيا از پيغمبر اطاعت كن، "رَأيتَ المُنافِقينَ يصُدُّونَ عَنكَ صُدوداً " منافقين نمي‌پذيرند و در مقابل پيغمبر(نه خدا) مي‌ايستند.
در زمان حضرت رسول، گاهي رسماً از رسول خدا مي‌پرسيدند: آيا خدا دستور داده يا خودت؟ اگر خدا دستور داده چشم، اگر خودت دستور دادي نه!(6) خيلي راحت. "رَأيتَ المُنافِقينَ يصُدُّونَ عَنكَ صُدوداً " اينها در اين مرحله ماندند.

مرحله دوم: پذيرش امامان معصوم:
بعضي‌ها خدا و پيغمبر را قبول مي‌كنند، به علي‌بن ابيطالب كه مي‌رسند متوقف مي‌شوند. بهانه مي‌گرفتند كه ايشان جوانند. اينها يك‌دفعه‌اي در مرحله‌بندي‌ها متوقف شدند. بعضي‌ها تا امام زين‌العابدين جلو مي‌آيند، نوبت امام باقر(ع) كه مي‌رسيد، ديگر جلو نمي‌آيند.
هميشه بهانه‌هايي هم براي توقف وجود دارد. و زمينه‌هاي بهانه‌جويي‌ها را هم خداوند متعال فراهم مي‌كند تا آزمايشات خود را بگيرد. خدايا! شكرت كه اين‌همه بهانه‌ساز هستي و زمينه بهانه‌گيري را براي همه پديد مي‌آوري. اين هم يكي از نعمات الهي است كه بايد شكرش را به‌جا بياوريم. خدايا! اگر زميني بهانه‌گيري پديد نمي‌آوردي، چه‌جوري آدم خوب و بد از هم متمايز مي‌شد؟
وقتي به زمان امام رضا(ع) رسيد. بعضي‌ها تا امام موسي‌بن جعفر را قبول كردند، بعدش گفتند: بداء حاصل شده، هفت تا امام بيشتر نداريم. سر پذيرش امام رضاعليه‌السّلام بهانه آوردند. متاسفانه دو نفر از علما و نواب حضرت موسي ابن جعفر ع هم موجب اين توقف شدند. شايد حضرت به همين دليل به خودشان بصورت ويژه اشاره مي‌فرمايند "بِشروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها "

مرحله سوم: پذيرش نواب غير معصوم:
در مرحله بعد كساني داريم كه از تمامي اين مراحل عبور كردند، اما در اين مرحله متوقف شدند. ما كساني را داريم كه در حدّ عالم ديني بودند، اما متأسفانه مشكل پيدا كردند. در زمان غيبت صغري، كسي هست به نام "شَلمقاني ". در زمان غيبت صغري، هفده تا كتاب فقهي و روايي قوي از ايشان موجود بوده كه اكثر شيعيان كتاب‌هاي او را در خانه‌ها نگهداري مي‌كرده و به آن مراجعه مي‌كرده‌اند. براي آن زمان، رقم خيلي بالايي است. چه عالم بزرگي بوده! كتاب‌هايش را پيش حسين‌بن روح، سومين نايب خاص حضرت، مي‌برده و اصلاح مي‌كرده. اما متأسفانه به نايب امام زمان حسادت كرد و مورد لعن حضرت قرار گرفت.(7)
باز در زمان غيبت صغري، غير از او كس ديگري به نام احمد بن هِلال را داريم كه شيخ صدوق در مورد ايشان مي‌فرمايد: "ما در تاريخ نشنيديم كسي از شيعيان، ناصبي شده باشد، غير از احمد بن هلال "(8) "ناصبي " به طور خلاصه يعني كسي كه به راحتي حاضر است به اهل‌بيت ناسزا هم بگويد. احمدبن هِلال، به اين مرحله هم رسيده بود كه وكالت عثمان‌بن‌سعيد را كه وكيل امام هادي(ع)، امام حسن عسكري(ع) و امام زمان(ع)بود را قبول داشت، اما زماني كه فرزند عثمان‌بن‌سعيد، يعني محمدبن عثمان نايب امام زمان شد، وكالت او را قبول نكرد. و توقيعي در لعن او صادر شد تا جائيكه كه در همان توقيع شيعيان امر به برائت جستن از او شدند.(9)

مراحل و نمونه‌هاي توقف در دينداري، پس از انقلاب اسلامي
---------------------------------------------------------------------
مرحله اول: پذيرش ولايت امام خميني(ره):
در زمان ما هم همين‌طور است. كساني قبل از انقلاب شيعه خوبي بودند و دنبال مراجع تقليد مي‌رفتند. اما بعد از انقلاب كه علَم و بيرق به دست حضرت امام افتاد، گفتند ما اين انقلاب و امام را نمي‌پذيريم. البته خيلي كم بودند و قابل اعتنا نيستند، اما به هر حال گفتن اين موارد بد نيست.
وقتي به آنها مي‌گفتي: "امام هم مرجع تقليد است، فتوا دارد و حكم مي‌دهد. تنها فرقي كه كرده اين است كه امكانات در اختيارش آمده است و حكم و فتواي اجتماعي او به عنوان فتواي يك ولي فقيه بالاتر از ساير مراجع است. و اين را همه مراجع قبول دارند. " فايده‌اي نداشت و قبول نمي‌كردند. اينها شدند شيعه‌هاي متحجّر غير انقلابي و متصل به ضدّ انقلاب. خدا ان‌شاءالله هميمان را عاقبت‌به‌خير كند. در كلمات حضرت امام، تندترين كلمات حضرت امام خطاب به قشري است كه چنين گرايشي را تئوريزه مي‌كنند.
مرحله دوم: پذيرش ولايت مقام معظم رهبري:
بعضي‌ها هم بعد از حضرت امام و زماني كه به مقام معظم رهبري رسيدند، دچار مشكل شدند. طبيعي هم هست و اين يك سنّت تاريخي است. اينكه امام رضا مي‌فرمايد كلمه لااله‌الّا‌الله شروط دارد، من هم يكي از شروط آن هستم، اين ناشي از خاصيت چندمرحله‌اي‌بودن دين ماست.
اينكه مي‌بينيم عالمان بزرگواري مثل حضرت آيت‌الله بهاءالديني ـ رضوان خدا بر او باد ـ زماني كه در بيمارستان مي‌خواهند سلام به مقام معظم رهبري بدهند، داماد ايشان مي‌گفتند: "من خودم آنجا بودم. با اينكه مقام معظم رهبري از نظر سني در جايگاه پسر آقاي بهاءالديني محسوب مي‌شدند، آقاي بهاءالديني هنگام سلام به ايشان مي‌فرمودند: السّلام عليك يا وديعةالله! "؛ تو يك امانت و ذخيري الهي هستي كه خدا براي زمان ما نگه داشته. "
مرجع تقليد بزرگوار، آقاي بهجت آن‌همه احترام براي مقام معظم رهبري قائل بودند. درحالي‌كه مقام معظم رهبري همانطور كه در خاطرات جواني‌شان آمده خدمت حضرت ايت الله بهجت مي‌رسيدند و شاگردي مي‌كردند، اما آن احترام‌هايي كه آقازاده آقاي بهجت نقل مي‌كنند كه ايشان در زمان رهبري نسبت به مقام معظم رهبري داشتند، اينها ناشي از بي‌هواي نفس‌بودن است. همه مراحل را تا آخر مي‌رود. مراجع محترم موجود نيز احترام‌هاي فوق العاده‌اي براي رهبري قائلند كه نيازي به ذكر آن نيست.
در مراحل دينداري، بيشترين جايي كه بهانه‌‌گيري‌ها صورت مي‌گيرد، بر سرِ موضوع ولايت است. مثلاً مي‌گويند "ولي‌فقيه كه معصوم نيست. " اين هم از آن بهانه‌هاي عجيب و غريب است. پيامبر گرامي اسلام بعد از فتح مكّه جواني غيرمعصوم را در مكّه تازه مسلمان شده منصوب كردند و بنا به حديثي از امام سجّاد(ع)، در دستور مكتوب پيامبر گرامي اسلام در نصب اين جوان دو نكته ويژه آمده است: اينكه ما اين جوان را در محبّت اهل‌بيت آزموده‌ايم. يعني اين دليل‌مان براي اين انتخاب است. و ديگر اينكه مي‌فرمايد ايشان وقتي به شما حكم مي‌دهد به من مراجعه نمي‌كند تا از من دستور بگيرد، خودش تشخيص مي‌دهد يعني اجتهاد مي‌كند و شما هم بايد حرفش را گوش كنيد.(10)
امام سجّاد(ع) در ادامه همان روايت مي‌فرمايد تا وقتي او والي مكّه بود، يكبار هم به پيغمبر مراجعه نكرد. مردم هم حق نداشتند بگويند "شما كه معصوم نيستي، از كجا معلوم است درست مي‌گويي؟ برو از پيغمبر بپرس بيا به ما بگو. " هيچ كجا گفته نشده عصمت، شرط اطاعت باشد. البته عصمت شرط امامت به معناي دوازده امام معصوم و يا پيامبر هست كه فرمود: "ما ينطِقُ عَنِ الهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى "، اما شرط اطاعت نيست.
ليكن كسي كه مي‌خواهد نظام جامعه ديني را به‌هم بريزد، بالاخره بايد بهانه‌اي بياورد. و چقدر هم خدا بهانه‌ساز خوبي است.

استقبال از مقام معظم رهبري در قم
--------------------------------------------
به زودي ما استقبال پرشور مردم شريف قم از مقام معظم رهبري خواهيم داشت. البته نيازي به تشويق مردم براي استقبال نايب امام زمان عليه‌السّلام نيست. مردم ما مردم بصيري هستند و نور ولايت هم، خودبه‌خود دل‌ها را متحوّل خواهد كرد.
الان آقاي احمدي‌نژاد، در اين سفر افتخارآميز به لبنان، كه بايد به ديگر سياسيون هم عرض كرد كه بالاخره هر كس در مسير امام و انقلاب و ولايت قدم بردارد، مي‌تواند اين افتخارات را بيافريند. مردم لبنان وقتي كه از احمدي‌نژاد استقبال مي‌كنند، مي‌گويند بوي رهبر معظم انقلاب مي‌آيد، بوي حضرت امام مي‌آيد. نور ولايت اينگونه است. ولي متأسفانه بعضي‌ها در گوشه و كنار اهل بهانه‌گيري هستند.
اي امام زمان! ما به نيت استقبال از تو، از نايب‌ات استقبال خواهيم كرد
كساني كه دل‌هاي بهانه‌گير ندارند، وقتي استقبال از آقا را مي‌بينند ياد كدام روايت مي‌افتند؟ ياد روايتي كه درباره هنگام ظهور حضرت هست. ياد روايتي از امام صادق(ع) كه در يكي از فرازهايش در توصيف ياران قويدل و باايمان حضرت آمده است: "يتَمسَّحونَ بِسَرجِ الإمام وَ يطلُبونَ بِذلِكَ البَرَكَة "(11) دست به زين اسب امام زمان مي‌كشند و به صورت خودشان مي‌كشند و به اين واسطه بركت مي‌جويند.
سال‌هاست كه هر موقع استقبال مردم از مقام معظم رهبري را در شهرها مي‌بينم، و صحنه‌هاي دست كشيدن مردم به شيشه ماشين مقام معظم رهبري را مي‌بينم، به ياد اين روايت مي‌افتم: "يطلُبونَ بِذلِكَ البَرَكَة ". طلب بركت مي‌كنند. در روايت ديگري هست كه مردم خاك قدم‌هاي فرماندهان حضرت ولي‌عصر‌ارواحناله‌الفداه را به تبرّك برخواهند داشت. اين استقبال مقدمه همان استقبال‌ها است.
در بسياري از نقاط جهان، مردم دست به لباس كسي كه منسوب به مقام معظم رهبري باشد مي‌كشند. در برخي از كشورها ديده‌ام همين كه متوجه مي‌شوند كسي نسبت ضعيفي با مقام معظم رهبري دارد، در همين اندازه كه طرفدار و پيرو ايشان هستند، بلافاصله به عبا و لباس او دست مي‌كشند و تبرك مي‌جويند؛ "يطلُبونَ بِذلِكَ البَرَكَة ". اين استقبال‌ها و استقبالي كه در لبنان از رئيس جمهوري كه مردم لبنان از او بوي رهبري و ولايت را از او استشمام مي‌كردند، نشان‌دهنده وجود اوج بصيرت در ميان مؤمنين است.
در روايت هست كه خدا تضمين كرده كه محبّت امام عادل را در دل‌ها بياندازد.(12) شخصي كه خود شاهد بود مي‌گفت در سيستان، طلبه‌هايي از مذاهب ديگر بودند كه كنار ايستاده بودند و احساس مي‌شد ابتدا با بي‌اعتنايي نگاه مي‌كردند. ولي به محض اينكه ماشين مقام معظم رهبري نزديك شد، منقلب شدند و اشك‌ريزان سراغ ماشين ايشان رفتند.
فرقي كه استقبال از آقاي احمدي نژاد در لبنان با استقبال از مقام معظم رهبري در قم داشت در اين است كه اگر آن استقبال پيامي به دشمنان بود و پيام محكمي هم بود استقبال از رهبري در شهر مقدس قم پيامي به حضرت دوست است يعني
يا صاحب‌الزّمان! ما از نايب تو، اين عالم ديني وارسته، اين امام عادلي كه در روايت، خدا تضمين كرده محبّتش را در دل‌ها بياندازد، استقبال مي‌كنيم، تا نشان دهيم كه آمادي استقبال از تو نيز هستيم. يا صاحب‌الزّمان! استقبال مردم ما را بپذير. آمادگي ما را در لحظه استقبال ببين. ما به نيت استقبال از تو، از نايب‌ات استقبال خواهيم كرد.(13)
آن استقبال، پاياني بر گذشته حاكميت طاغوت بر جهان است و اين استقبال آغازي بر آينده حاكميت ولايت ولي‌الله الاعظم است. براي تعجيل در فرج راهي جز تحكيم ولايت فقيه نيست.

روضه استقبال
--------------------
و هميشه اين استقبال‌ها يادآور روضه‌اي است كه همواره در دل‌هاي ما هست. يا صاحب‌الزّمان! با ديدن اين استقبال ما خواهش مي‌كنيم ديگر خاطره استقبال كردن از حسين ع را فراموش كنيد كه بيرون شهر كوفه مردم محاصره‌اش كردند. از شما تمنّا مي‌كنيم، خاطره استقبال از اسيران اهل‌بيت را در كوفه و شام فراموش كنيد. اينجا قدوم فرزند حسين ع، گلباران خواهد شد. فراموش كنيد خاطره استقبال شوم مردم شام از زينب كبري دختر اميرالمؤمنين را. بياييد و ببينيد كه مردم از پسر اميرالمؤمنين چگونه استقبال مي‌كنند. شايد مناسب باشد يكي از شعارهاي ما در اين استقبال يا لثارات الحسين باشد. به ياد آن شعارهايي كه در ركاب حضرت بقية الله الاعظم داده خواهد شد. اگر اين استقبال ما از نائب امام زمان ع تمريني است براي استقبال از حضرت شعارهاي آن را هم بايد تمرين كنيم. الالعنت‌الله‌علي‌القوم‌الظّالمين.

پي نوشت‌ها
(1) امالي صدوق، ص 235
(2) كنز العمال، حديث 29282
(3) قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (حجرات/14)
(4) وسائل الشيعه، ج 8، ص 317
(5) تحف العقول، ص 307
(6) اليقين، سيد بن طاووس، ص 207
(7) از جمله: معجم‏رجال‏الحديث ج17، ص48؛ غيبت شيخ طوسي، ص 408؛ رجال نجاشي، ص 378.
(8) كمال الدين، ج1، ص 76.
(9) غيبت شيخ طوسي، ج2، ص474 و ص 353 ؛ رجال كشي، ص 535
(10) بحار، ج21/ صص123- 122، به نقل از تفسير امام حسن عسكرى ع. در قسمتي از فرمان رسول خدا(ص) آمده است: يَعْمَلُ بِمَا يُرِيدُ اللَّهُ- فَلَنْ يُخْلِيَهُ مِنْ تَوْفِيقِهِ- كَمَا أَكْمَلَ [مِنْ‏] مُوَالاةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ شَرَفَهُ وَ حَظَّهُ، 2. لَا يُؤَامِرُ(مشورت نمي‌كند با) رَسُولَ اللَّهِ ص وَ لَا يُطَالِعُهُ(از او كسب اطلاع نمي‌كند)، بَلْ هُوَ السَّدِيدُ الْأَمِينُ.
(11) بحار الانوار، ج 52، ص 307. همچنين همين عبارت " يطلُبونَ بِذلِكَ البَرَكَة " در روايتي از رسول اكرم در مورد اميرالمومنين در كتاب احتجاج شيخ مفيد، ص150آمده است.
(12) اعلام الدين، ص 184 - كنز الفوائد، ص 135. عن رسول الله: "مَنْ وَلِيَ شَيْئاً مِنْ أُمُورِ أُمَّتِي... "
(13) حجت االاسلام فقيهي اصفهاني به نقل از آقاي رجالي كه از قديم با آقاي بهجت رفت و آمد داشته و درس ايشان مي رفته: آقاي بهجت سال 79 كه مقام معظم رهبري به قم آمده بودند، خودشان آمدند در جمع استقبال كنندگان از ايشان. فردي به ايشان گفت: شما با اين سن و سال آمده ايد؟ آيت الله بهجت فرمودند: اگر مردم مي دانستند كه استقبال اين سيد چقدر ثواب دارد هيچ كس در خانه نمي نشست. منبع: فايل صوتي سخنراني حجت االاسلام فقيهي اصفهاني(قابل دريافت از سايت salehat.ir )